تاریکی و وحشتناکی بیمناکتر از سیاهی شب، جهان را به کام خود کشیده بود. ظلمتی که گویی هرگز، نوری بر جهان نتابیده، وحشتی آنسان دلگیر که امیدی به شادمانی، عبث مینمود. فقط تیرگی بود و پلیدی. نه برق ایمانی و نه شوق عاطفهای. گویی بشر همه خشم است و گناه. شهوت و خودکامگی، بیداد و نابرابری. اهریمن فساد سایة سنگین خود را بر دنیا انداخته بود و با استقرارش در پهنة خاک، گویی دیگر آرامش تنها در فردوس برین است و برخورداری از همة پاکیها و روشنیها، که هرگزش ارادة از جای برخاستن و جهان به عدالت سپردن نیست.
هنگامهای که شکوفههای امید، نشکفته میمرد و چشمههای ایمان و طهارت، بیصدا میخشکید. و دیگر سایة معنویت و معرفت، مأمن روح سرگشتة بشریت نبود. انسان و جامعة انسانی در چنین تنگنایی قرار داشت که ناگهان انفجاری در این سکوت طاقتفرسا و سراسر ترس و مهابا، پدیدار گشت و رادمردی آسمانی، دریچهای از جهان آزادی و پاکی بر ظلمتکدة قلبها گشود. امامی ظهور کرد به عزت و شرف روحاللهی و معجزهای رخ برنمود به نام انقلاب اسلامی. هستی دوباره خلق شد و آدم از قعر دوران بازآمد. آری، انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری فرزانهوار حضرت امام خمینی(س)، رحمتی از جانب پروردگار عالمیان بود که در عصر خفقان احساس و اندیشه، و رشد و تعالی گوهر انسانیت، نازل گشت و فرصت «چون انسان زیستن و تا مرزهای عصمت رفتن» را، تقدیم آدمیان نمود.
اما بیشک، نقطة عطف و راز حقانیت این حادثة خجسته و معجزة الهی، تنها در یک گنجینه مستور است: رهبری الهی و روحانی حضرت امام خمینی(س). زیرا بنابر آنچه در تاریخ گویاست و گواه این مدعا، انقلابهای بسیاری در سراسر جهان به وقوع پیوسته که ثمراتی جز شکست و یا رفتن باطل و آمدن بد از بدتر، نبوده است مگر جنبشهایی که در رأس آنها، حضور رهبرانی شجاع و مقتدر به چشم میخورده که توانسته میان خود و مردم به وحدتی یکسان دست یابند. اما نه تنها گفتهها که سه دهه مبارزة حق طلبانة مردم ایران پیش از انقلاب، ثمرات سه دهه پس از آن، روشنگر این حقیقت است که رهبری انقلاب اسلامی ایران، سوای دیگر رهبریها و ملتهاست.
امام خمینی(س)، تنها رهبر یک انقلاب نبودند که پیشوا و زعیم قلبها و حامی دلهایی که عمری در استضعاف به سر برده و انقلاب نقطة اوج زندگی خسته از ظلم و ستم و مانده از رنج و محنت آنها بود که جانی دوباره به آنان بخشید و قیامتی درون دلهایشان برپا ساخت. آری، بیگمان آن هنگام که میهن اسلامی به قدوم مبارک حضرت امام خمینی(س)، مزین شد، قیامتی در دل دوستداران حقیقیاش به وقوع پیوست و بهار در قلبشان ریشه دواند و روح مشتاقشان را به یک تولد روحانی زینت داد. «انقلاب اسلامی ما، پیش از آنکه یک انقلاب سیاسی و اجتماعی باشد، یک انقلاب معنوی و روحانی است.»
انقلاب اسلامی، جام جهاننمایی است که تمام صفات آسمانی یک انسان از آن جاری است. صلابت و شجاعت، علم و معرفت، عزت و آزادگی، عصمت و سادهزیستی، رهاورد روح خدایی امام(س) بود که در کالبد انقلاب، میخروشید. انقلابی که پیروزی برحق آن، تنها از آن روست که قدرت لایزال الهی، پشتوانه آن گشت. بدین جهت است که «این انقلاب، بینام خمینی در هیچ نقطة جهان شناخته شده نیست.»
آری، معنویت و روحانیت، والاترین ثمرة بوستان انقلاب بود که بذر آن، در زمانهایی دور، به دستان باغبان و نگاهبان معنویاش، حضرت امام(س) کاشته شده و در بهمن پنجاه و هفت، برداشت گردید. بزرگمرد عرصة عشق و ایمان، که صحیفههای ماندگاری از معارف و معنویات، از خود به یادگار گذاشت که سراسر جهان، و نیز ایران را به لطایف رحمانی منزلت داد. بزرگمردانی که رسم مردانگی و فتوت را از مکتب خمینی(س) آموخته و به واقع به نفس مطمئنه حسینی دست یافتهاند. آنان که تسلیم در محضرشان، روح و روان آدمی را به جانی دوباره نوید میدهد و بهار عاشقی و طراوت بندگی را برای دل به ارمغان میآورد. پس سپاس میگزاریم خداوند رحمان را که در کشوری به سر میبریم که بزرگانی چون خمینی کبیر و خامنهای عزیز رهبران آن بوده و هستند.
نظر شما