خاطرات رهبر

خُمّ می

بعد از انفجار بمب ـ۶ تیر ۱۳۶۰، مسجد ابوذر تهران ـ به عیادتش رفته بودم. بمب را درون رادیو ضبط و جلوی جایگاه گذاشته بودند. به سختی می‌توانست حرف بزند. جراحاتش آنقدر زیاد بود که روز اول، پزشکان قطع امید کرده بودند، اما ارادة حضرت حق، جانبازی بود نه شهادت.

در حالی که هنوز از انفجار مقر حزب جمهوری و شهادت دوستان خبر نداشت، گفتم حالت چطوره؟

در حالی که به عکس امام اشاره می‌کرد به سختی گفت:

«سر خمّّ می سلامت، شکند اگر سبویی…»*

*حافظ

به نقل از کتاب یک سبد گل محمدی

نظر شما

beheshte mahtab ????? ? ???? ????